پست جنوب - آنتوان دو سنت‌اگزوپری

پست جنوب(پیک جنوب) رمانی از  آنتوان دو سنت اگزوپری است و  وی در قالب شخصیت داستان(ژاک بِرنی)، داستان زندگی خود و احساسات خویش را در پروازهایش نقل می‌کند. 

پست جنوب - آنتوان دوسنت اگزوپري

تو شعر می خواندی و برای ما این آموزشی بود درباره ی دنیا و زندگی، که نه از شاعر، بلکه از فرزانگی تو به ما می رسید. فقر و فلاکت عاشقان و گریه و زاری ملکه ها آرام می گرفت . با آرامشی که در صدای تو بود، آدمی از عشق می مرد...
ژنویو، آیا حقیقت دارد که آدمی از عشق می میرد؟

آن بهار یادش بخیر! هوا آنچنان لطیف بود که از درون اشیاء عبور می کرد.
هر زنی رازی با خود داشت: لهجه ای، ژستی، سکوتی.
و همه چیز خواستنی بود.
و بعد، تو که مرا می شناسی، شتاب برای عزیمت دوباره، برای جست و جوی دورتر آن چیزی که از پیش حس می کردم ، ولی درک نمی کردم، چرا که من کاشف آن چشمه ای بودم که در آن شاخه ی درخت فندق می لرزد و در دنیا به هر سو می رود تا به گنج برسد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب پست جنوب - آنتوان دو سنت‌اگزوپری