موش‌ها و آدم‌ها - جان اشتاین‌بک

موش‌ها و آدم‌ها رمانی کوتاه ازجان اشتاین بک است.
داستان سرگذشت غم‌انگیز  ژرژ و لنی دو کارگر مزرعه ودوستان صمیمی است که با مهتری در آخور اسب‌ها روزگار می‌گذرانند،لنی مردی بسیار تنومند که عاشق ناز کردن موشها ، خرگوش ها و کلا چیزهای نرم و قشنگ است چندان باهوش نیست و کودن است. از همین رو دچار دردسر می شود، بویژه هنگامی که زن پسرارباب، کرلی، از او می خواهد تا موهایش را نوازش کند. لنی نخواسته زن را می‌کشد و از ترس می‌گریزد و...

موش‌ها و آدم‌ها - جان اشتاین‌بک

آدم احتیاج داره یکیو داشته باشه آدم می خواد یکی پهلوش باشه اگه آدم کسی رو نداشته باشه دیوونه می شه فرق نمی کنه طرف آدم کی باشه هر کی می خواد باشه اما پهلوت باشه من بهت می گم یادت باشه آدم از تنهایی ناخوش می شه

اسلیم گفت: آدم خوبیه. آدم واسه اینکه خوب باشه، شعور نمی خواد. گاهی به نظر میاد که آدم شعور نداشته باشه بهتره. یه آدمی که واقعا باهوش باشه خیلی کم اتفاق میفته خوب باشه.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب موش‌ها و آدم‌ها - جان اشتاین‌بک