مروارید - جان اشتاین بک

مروارید رمانی از جان اشتاین بک است. کینو و همسرش ژوآنا برای پرداخت هزینه درمان فرزند بیمارشان کویوتیتو، برای جستجو به دریا می‌روند تا شاید مرواریدی بیابند و خرج درمان کویوتیتو را به‌وسیله آن بپردازند. آنها بزرگ‌ترین مروارید دنیا را صید می کنند، اما این مروارید برخلاف تصورشان، باعث خوشبختی خانواده نمی شود و...

مروارید - جان اشتاین بک

ما همه مان می دانیم که از روز تولد، تا روزی که پول تابوتمان پرداخته می شود، ما را لخت می کنند. با این همه ما باقی می مانیم. عاملی که با تو مبارزه می کند، خریدار مروارید نیست، بلکه روش خرید و فروش است؛ روش زندگی ماست.

خبر توانگر شدن کینو به زودی به گدایانی که جلو در کلیسا ایستاده بودند رسید و بیش از هر کسی آنان را خوشحال کرد، زیرا به تجربه دریافته بودند که هیچکس جوانمرد تر و بخشنده تر از تهیدستی نیست که یکمرتبه مکنتی به چنگ آورده باشد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب مروارید - جان اشتاین بک