موزه بی گناهی - اورهان پاموک

«موزه بی گناهی» که با عنوان «موزه معصومیت» نیز ترجمه شده، رمانی از اورهان پاموک، داستان مرد مرفه سی ساله ای به نام کمال می باشد که در شرف ازدواج با زنی همتای خود به نام سبیل است. کمال به صورت اتفاقی با فسون یکی از اقوام دور که دختر فقیر و زیبایی است ملاقات کرده و دچار وسوسه‌ی عشقی می‌شود...

اورهان پاموک موزه ای را در ارتباط با رمان خود موزه معصومیت(موزه بی گناهی) تأسیس نموده است. بر اساس داستان، این اشیاء توسط کمال، شخصیّت اصلی رمان، جمع‌آوری شده‌اند و هر کدام به نوعی ارتباطی با عشق او در سراسر رمان دارند.

موزه بی گناهی - اورهان پاموک

بهترین فرمول خوشبختی را که هر کس باید بداند را کشف و زیر لب زمزمه می کرد؛ خوشبختی چیزی نیست جز در کنار داشتن آن که دوستش داری

همیشه ته ذهنمان فکر می کنیم که لحظه ای زیباتر و خوشتر هم حتماً در آینده خواهیم داشت. به خصوص در دوران جوانی این اندیشه غیرقابل تحمل است که از حالا دیگر زندگی بدتر خواهد شد. بنابراین در خوشترین لحظه هم این اطمینان وجود دارد که لحظات خوشتر از راه خواهد رسید. بعدها وقتی زندگیمان چون آخرین بخش یک رمان روبرویمان قرار گرفت می توانیم به پشت سر بنگریم و تصمیم بگیریم که به راستی خوشترین لحظه زندگی کدام بوده است و آنوقت در می یابیم که آن لحظۀ مورد نظر به نحوی بی بازگشت است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب موزه بی گناهی - اورهان پاموک