کتاب سیاه - اورهان پاموک

«کتاب سیاه» رمانی از اورهان پاموک، داستان مردی به نام غالب را روایت میکند که به ناگهان روزی همسرش رویا با نوشتن چند خط خانه را ترک کرده و ناپدید می شود. جلال الدین برادر رویا نیز همزمان با او مفقود شده و قهرمان داستان جستجوی این دو را آغاز میکند.

کتاب سیاه - اورهان پاموک

چشم های گریان یک مرد چرا این قدر ما را مضطرب می کند؟
بله، چشم های گریان یک زن هم هیچ خوشحال کننده نیست و اگر یک کم صمیمی و اهل دل هم باشیم که از دیدنش حسابی دچار ترحم و دلسوزی می شویم اما اگر موضوع چشم های گریان یک مرد باشد قضیه کاملاً فرق می کند برای این که اهل دل باشیم یا نه از دیدنش دچار بیچارگی می شویم و درماندگی، انگار دنیا به آخر می رسد و علاجی هم ندارد، مثل عزیزی که به مرض لاعلاجی گرفتار باشد و دم مرگ.

وقتی کوچه باغ کسی شروع کرد به پژمردن و چروکیدن اون وقته که برا هر برگ سبز طرف حاضره جونش رو هم بده که آدمیزاد تا از دست نده قدرش را نمی دونه

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب کتاب سیاه - اورهان پاموک