کودکی یک رئیس - ژان پل سارتر

«کودکی یک رییس» اثری از ژان پل سارتر می باشد. قهرمان داستان از یک بحران فرویدی، عقده های درونی، عقاید شبه فاشیستی به نحوی نجات می یابد. این داستان یادآور قسمتهایی از کتاب «کلمات» زندگی‌نامه خودنوشت سارتر تا سن ده سالگی است.

کودکی یک رئیس - ژان پل سارتر

لوسین پرسید:«من هم رئیس می شوم؟»
- خوب وقتی من بمیرم تو ارباب کارخانۀ من می شوی و به کارگران من دستور می دهی.
- ولی آنها هم خواهند مُرد.
- خوب تو به بچه های آنها دستور خواهی داد و باید بدانی چطور آنها را وادار به اطاعت کنی و چطور دوستت داشته باشند.
- چطور وادار کنم دوستم داشته باشند پاپا!
- اول لازم است که همه را به اسم بشناسی.
لوسین سخت تکان خورد و هنگامی که پسر «سر کار مورل» به خانه آمد تا خبر بدهد که دو تا انگشت پدرش در کارخانه قطع شده، لوسین با جدیت و ملایمت، در حالی که مستقیماً در چشمانش نگاه می کرد و اسمش را می برد مخاطب قرارش داد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب کودکی یک رئیس - ژان پل سارتر