قرباني و چهار نمايش‌نامه ديگر - رابيندرانات تاگور

«قرباني و چهار نمايش‌نامه ديگر» نوشتۀ رابیندرانات‌تاگور، مجموعه ای در قالب پنج نمايش نامه می باشد: «پست خانه، مرتاض، مالينی، قربانی، پادشاه و ملكه»

قرباني و چهار نمايش‌نامه ديگر - رابيندرانات تاگور

زن: برو ولم کن، دیگر با من از عشق صحبت نکن.
مرد: چرا؟ مگر چه گناهی کرده ام؟
زن: شما مردها قلبهایتان از سنگ درست شده است.
مرد: باور کردنی نیست! اگر قلب ما از سنگ درست شده بود، پس چگونه تیر خدای عشق در آن اثر میکرد؟

واسانتی: پدر، نمیدانم چه میگویی. بگو آیا در پهنۀ جهان هیچ پناهگاهی برای من نیست؟
مرتاض: پناهگاه؟ مگر نمی دانی که این جهان شکافی بی انتهاست. گروه مخلوقات از سوراخ نیستی بیرون آمده اند و به دنبال پناهگاه می گردند.
واسانتی: ولی پدر، آنها در این جهان خیلی خوشحال به نطر می آیند. مگر نمی شود که ما آنها را در کنار راه تماشا کنیم.
مرتاض: افسوس که نمی فهمی. نمیتوانی ببینی که این جهان مرگی است که تا سر حدّ ابدیت گسترده شده است. ما مخلوق این جهان با غذای مرگ زندگانی می کنیم.
واسانتی: پدر تو مرا میترسانی.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب قرباني و چهار نمايش‌نامه ديگر - رابيندرانات تاگور