فردریک یا تاتر بولوار - اریک امانوئل اشمیت

«فردریک یا تاتر بولوار» نمایشنامه ای از اریک امانوئل اشمیت، اقتباسی از زندگی بازیگر مشهور فرانسوی، «فردریک لومتر» است. فردریک دلباخته‌ی زنی به نام برنيس می شود. برنيس از او می‌خواهد که بین عشق و علاقه‌اش به تئاتر یکی را انتخاب کند.
در توضیح پشت جلد آمده است:«در تاتر بولوار هستيم. تاتری كه صحنه زندگي را تصوير مي‌كند. در آن‌جا عشق، كينه و دسيسه انسان‌ها را به يكديگر پيوند میدهد. اریک امانوئل اشمیت در اين نمايش‌نامه از زندگی بازيگر بنام رمانتيك، فردريك لومتر الهام گرفته است. بازيگری كه از هيچ چيز پروا ندارد به جز عشق و آن‌گاه كه دل در گرو مهر زن جوان مرموزی مي‌نهد، بايد ميان دلبستگيش به تاتر و اين زن یکی را برگزيند»

فردريك یا تاتر بولوار - اریک امانوئل اشمیت

من حرفی برای گفتن ندارم آقای کشیش. چرا یک چیز. سر از کار خدای مهربونتون در نمی‌یارم.
نمایشنامه نویسیش تعریفی نداره. نمایشنامه شروع می‌شه بدون اینکه متوجه باشیم. به پایان می‌رسه باز هم متوجه نمی‌شیم. و بین این دو چیه؟ تکاپو و پریشانی. مبهمه. هیچ موقعیتی در کار نیست. هدفی نداره، معنی نداره. فقط اتفاقات غیرمنتظره.

آره... آره... بعضی شخصیتها خوب از آب در میان... اما آقای کشیش، خود نمایشنامه چنگی به دل نمی‌زنه! تو تأتر، اقلاً فقیرها آخرش پولدار می‌شن، پولدارها آدمهای خوبی می‌شن، بدجنسها به سزای عملشون می‌رسن. این جا تو تأتر، زندگی رو اصلاح می‌کنیم. اما شما چی؟ ریاکاره برنده می‌شه و بی‌گناهه سرشو از دست می‌ده. آفرینشتون اینو کم داره، ساده‌دلی رو، خوش‌باوری رو. من تمام زندگیمو وقف چیزهای ساده‌لوحانه کردم.
ساده دلی اسم دیگه ی عدالت و شفقته.
بله این رو می خواستم بهتون بگم ،آقای کشیش.
هر دوی ما توَهُم می فروشیم، سرمایه مون یکیه، اما من به فکر تماشا چی ها هستم...

بی سلیقگی، شکلکیه که در برابر چیزی که سلیقه ما نیست در میاریم. می‌شنوید آقای وزیر، هیاهوی بولوار، غرش انسان‌ها، این همهمه، این زندگی، این بی صبری؟ این‌ها چیزیه که چهل سال باعث شده شاه‌ها و وزیرانشون سقوط کنن. این مردم برای اینکه سردشون بود، گشنه‌شون بود، زندان‌ها را خراب کردن، اشعار و آوازهای جدیدی خوندن، نون می‌خواستن، محل نمایش می‌خواستن

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب فردریک یا تاتر بولوار - اریک امانوئل اشمیت