اختراع انزوا - پل استر

«اختراع انزوا» اثری از پل استر، دو بخش با عنوان‌های «پرتره مردی نامرئی» و «کتاب خاطراه» را دربردارد. بخش اول «پرتره مردی نامرئی»: بعد از فوت ناگهانی پدرش از خاطرات او در طول زندگی و انزوای خودخواسته اش می نویسد. در بخش دوم «کتاب خاطراه» گوشه هایی از زندگی شخصی خود را تشریح می کند که فرو رفتن در نوعی انزوا، از شاخصه های اصلی آن است.

اختراع انزوا - پل استر

این جملات از موریس بلانشو توی سرم طنین می انداختند: «یک چیز را باید دانست: من هیچ چیز غیرعادی یا شگفت انگیزی را نگفته ام. آن چه غیرعادی ست لحظه ای شروع می شود که من تمام کنم. اما من دیگر قادر به گفتنش نیستم»
شروع کردن. راهم را به زحمت باز کردن، سپس، سرانجام، بازگشتن به مرگ.

مرگ بدن انسان را از او می گیرد. در زندگی، انسان و بدنش یکی هستند؛ در مرگ انسان و بدنش از هم جدایند. می گوییم « این بدن فلانی است» گویی این بدن، که زمانی خود آن آدم بوده و نه آن که بازنمود او یا متعلق به او باشد بلکه همان آدمِ فلانی نام بوده، ناگهان دیگر اهمیتی ندارد.
مرگ این تغییر را می دهد؛ این بدن فلانی است نه این که فلانی است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب اختراع انزوا - پل استر