دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز

دیوید کاپرفیلد به نوعی خودزندگی نامه چارلز دیکنز می باشد و نویسنده با تغییراتی موقعیت ها، زندگی و همه چیز داستان خود را به صورت اول شخص روایت می کند. 
دیوید در نیمه شب جمعه به دنیا می آید و معتقد است همین مساله باعث شده که به یک فرد بداقبال تبدیل شود. این حرف شاید خرافه باشد، ولی او واقعا با خوش اقبالی زیادی به دنیا نیامده است. دیوید چند ماه بعد از مرگ پدرش به دنیا می آید. مشکلات زندگی مادرش را وادار می کند با مردی به نام موردستون ازدواج کند مردی با رفتاری خشونت آمیز که سرانجام دیوید را به مدرسه ای شبانه روزی می فرستد. مشکلات دیوید ادامه دارد بعد از مدتی مادر او نیز می میرد و ناپدریش او را برای کار به لندن می فرستند و...
دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز

من روز جمعه، ساعت ۱۲ شب به دنیا آمدم و پرستار و عاقله زن‌های همسایه می‌گفتند که چون در آخرین لحظات جمعه شب به دنیا آمده‌ام، سرنوشت نحسی در انتظارم خواهد بود!

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز