اشکی و لبخندی - جبران خلیل جبران

اشکی و لبخندی مجموعۀ قطعاتی است لطیف برآمده از اندیشه و خیال جبران خلیل جبران که در آن عواطف و درد و رنج دوران زندگی و حوادثی که او را به تاثر واداشت در آن جایگاهی ویژه دارد.
«آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند: اشکی که قلبم را تطهیر می‌کند و اسرار پنهان زندگی را به من می‌فهماند. لبخندی که مرا به فرزندان سرزمینم نزدیک می‌سازد و نشانی برای پرستش خداست»

اشکی و لبخندی - جبران خلیل جبران

حقیقت زندگی همان زندگی است.
زندگی در رحم آغاز نمی شود و در گور به پایان نمی رسد.
و این سالها جز لحظه ای از زندگی ازلی و ابدی ما نیست.
این عمر دنیوی عبارت از خواب کنار بیداری است.
بیداری همان چیزی است که بدان مرگ هراس انگیز می گوییم.اگر چه زندگی ما در خواب سپری می شود اما این خوابها مانند خداوند ، باقی می مانند.

بيا ای محبوب من تا زير باران قدم بزنيم!
برفها آب شدند و زندگی از خواب بيدار شد و به سوی دره ها و تپه ها رفت.
با من بيا تا در کشتزارهای دوردست دنبال جای پای بهار برويم و از تپه ها صعود کنيم و وزش باد در ميان سبزه زارها را بنگريم.
اينک فجر بهار جامه ای که شب زمستانی آن را تا کرده بود, گشود و درختان سيب و هلو همچون عروسان در شب قدر هويدا شدند و تاکستان ها از خواب بيدار گشتند و همچون عاشقانی نرده ها را در آغوش گرفتند.
جويبارها به راه افتادند و در ميان صخره ها به رقص در آمدند و سرود شادی خواندند.
گلها از دل طبيعت بيرون آمدند همچون بيرون آمدن کف از آب دريا.
بيا تا بقايای اشک های باران را از جام های نرگس بنوشيم و جانمان را با آواز گنجشکان شاد پر سازيم و بوی خوش باد صبا را استنشاق کنيم.
کنار آن صخره بنشينيم. آنجا که بنفشه ها پنهان می شوند و خود را با بوسه های محب آميز غرق کنيم.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب اشکی و لبخندی - جبران خلیل جبران