آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز

آرزوهای بزرگ رمانی از چارلز دیکنز، شرح درد و رنج و ناملایماتی است که می تواند در حکم یک آزمون بزرگ، برای هر مخلوقی باشد.
پیپ کودک یتیم هفت‌ساله‌ای است که همراه خواهر تندخو و شوهر خواهر مهربانش زندگی می کند. او که روز کریسمس برای سر زدن به قبر مادر و پدرش به گورستان می رود، به طور اتفاقی با یک زندانی فراری محکوم به اعمال شاقه روبرو شده و از ترس و دلسوزی به او کمک می‌کند...

آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز

به بایدی گفتم: می توانی به جو کمی درس بدهی؟
بایدی پرسید: منظورت چیست؟ به او یاد بدهم!؟
گفتم: خوب، من جو را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارم اما تحصیلات و رفتارهای او می تواند بهتر از این باشد.
چشمان بایدی از فرط تعجب گرد شد و گفت: اووه! پس رفتارش تا کنون به اندازه ی کافی خوب نبوده است!
گفتم: رفتارش برای اینجا مناسب است. اما زمانی که ثروتمند می شوم دنبال کسی هستم که با افراد مهم دیدار کرده و بتواند به درستی رفتار نماید.
بایدی در حالی که به من نگاه می کرد پرسید: آیا تا کنون در موردش فکر کرده ای؟ او نمی خواهد با افراد مهم دیدار کند. نمی خواهد کارش را که به درستی انجام می دهد و همچنین دهکده ای را که در آنجا دوست داشته می شود ترک کند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز