راه آب نامه - محمدعلی جمالزاده‌

«راه آب نامه» اثری از محمدعلی جمالزاده‌، داستان شخصی است که در آخرین سال تحصیلش در اروپا برای شرکت در عروسی خواهرش به ایران می‌آید. او پس از انجام مراسم عروسی، متوجه مشکل راه آب خانه روبه‌رو می‌شود و قبل از عزیمت تصمیم به حل این مشکل میگیرد. اما حل این مشکل، مشکلات بسیاری را برای او ایجاد می کند...
«راه آب نامه» در واقع بیان کنندۀ، واقعیتهای آشکار در نوع ارتباطات، اخلاقیات و رفتارهای مردم آن روز ایران است.

راه آب نامه - محمدعلی جمالزاده‌

غصۀ این مردم بی شعور و بی صاحبی را میخورم که در میان آنها گیر افتاده ام و باید با آنها زندگی کنم و هیچ نمی دانم چه میگویند و چه میجویند و حرف حسابشان چیست و چرا زنده اند. با مردمی سر و کار پیدا کرده ام که فکر می کنند از شمال تا جنوب و از مغرب تا بمشرق هر کلاهی برای برداشتن و هر جیبی برای بریدن و هر پولی برای خوردن است. هر چه با این مردم میجوشم و بیشتر با آنها نشست و برخاست میکنم ، اخلاقشان کمتر بدستم می آید و از کار و بارشان کمتر سر درمی آورم.
مردم دنیا اگر دروغی بگویند برای مقصود و منفعتی است ولی اینها محض رضای پروردگار دروغ می گویند. مردمان لاابالی بی بند و باری هستند که از بس گهی پشت بر زین و گهی زین به پشت داشته اند، لاقید بار آمد اند. هیچ کار دنیا را جدی نمیگیرند مگر در سه مورد؛ یکی مورد شکم، یکی مورد کیسه و یکی مورد تنبان که وقتی پای این سه چیز در میان آمد، یوسف را بکلافی و خدا را بخرمائی می فروشند و یکباره کور و کر شده به دوست و دشمن و اآشنا و بیگانه رحم نمی کنند. چطور میخواهی دلم به حال این مردم کچلک باز و دوز و کلکی مزاج نسوزد که برای حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند اول طریقه «سر هم بندی» و دوم سیاست عالیۀ «ماست مالی» و سوم روش مرضیۀ «ساخت و پاخت» که هر سه از مبتکرات فکر بدیع و از کشفیات قریحۀ سرشار خودشان است و درین میدان الحق که گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند. فرمول دیگری هم دارند که کلید مشکل گشای جمیع مشکلات و غوامض امور آنها می باشد و عبارت است از دستور مجرب و مطاع «خودش درست میشود»

آقای حکیمباشی ما که رفتنی هستیم و جناب عالی هم عاقبت روزی خواهید رفت ولی روزگار باین قرار نمی ماند و آن خدای بیننده و علیمی که هر شب به اسم مناجات دو ساعت تمام عذابش می دهی خیلی از آنچه تصور کرده ای رندتر است. اگر یک اسمش ستارالعیوب است اسم دیگرش قهار و جبار است. می گویند «مرض حمق را دوائی نیست» و در این مملکت گویا تاکنون برای نادرستی و حقه بازی درمانی پیدا نشده است. 

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب راه آب نامه - محمدعلی جمالزاده‌