دو مرد از بروکسل - اریک امانوئل اشمیت

دو مرد از بروکسل مجموعه ای از داستانهای کوتاه، نوشتۀ اریک امانوئل اشمیت می باشد.
کتاب از پنج داستان کوتاه: «از خاطرات امانوئل لویناس»، «زندگی سه نفره»، «قلبی زیر خاکستر»، «دو مرد از بروکسل» و «شبح بچه» تشکیل شده است.

دو مرد از بروکسل - اریک امانوئل اشمیت

از او تشکر می‌کردم که مرا خنداند، آن چه سال‌ها می‌شد برایم پیش نیامده بود، به‌خصوص این که مرا به گریه انداخته بود، و این که این گریه‌ها، اشک‌هایی از شادی بودند، نه ناراحتی. فکر می‌کردم که مرا اصلاً نخواهد دید. برای نازی‌ها، من متعلق به یک نژاد پست‌تر بودم، فقط برای مردن خوب بودم، یا برای جان کندن قبل از مردن. نژادی پایین‌تر از نژاد هر حیوانی، چون سربازان حیوانات را دوست داشتند. وقتی که او شادی‌اش را به من نشان داد، دوباره یک انسان شده بودم. او به من نگاه کرده‌بود و انسانیتم را برگردانده بود. در چشمانش، من همان‌قدر انسان بودم که نازی‌ها، این همان دلیلی بود که برایش گریه کردم...
فراموش کرده‌بودم یک انسانم، انتظار نداشتم به حساب آورده شوم، او به من عزت نفسم را برگردانده‌بود.

یک هفته قبل، سگش با یک اتومبیل تصادف شدیدی کرد و پنج روز بعد، سامودل خودش را کشته بود.
فکر کردم:«انسان هرگز در مقابل مرگ آن طور که انتظار می رود واکنش نشان نمی دهد»
هرگز کسی ندیده است یک انسان برای این که یک ماشین حیوانش را له کرده، خودش را تباه کند...
کدام یک دوست داشتنش آسان تر ااست؟ انسان یا حیوان؟ کدام یک جواب محبتمان را بهتر می دهد؟

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب دو مرد از بروکسل - اریک امانوئل اشمیت